هشتگ خود شاخ پنداری

0
147

اول از همه سخنی بگم نوع نوشته طنز است و قصد هیچ گونه توهینی را هم ندارم . این مطلب قرار عضو اولین مطالب خود همایونی بنده باشه

حال که بعد دو روز حضور همایونی خودمان را درحضور سخیف شما تشریف فرما کردیم و منتی نهادیم که نشود تلافی نمود .اندکی میل به رخ کشیدن جلال و جبروت خود کردیم تا شما رعایای ما پند گیرید گر دلتان نخواست درد و مرض بگیرید و به همان خلوتگاه کمچثه خود بازگردید ، باشد که ایزد شما را دچار بلا نکند

شاخ پنداری، به امید خدا تبارک و تعالی نماند شاخی برسرتان و به حول قوه الهی این موجود شیطانی نابود گشته و به کرانه دوزخ واصل گردد . راستی یادمان رفت سلامی نهیم . سلام ، حال که سلامی نمودیم احساس شاخ پنداری ننمایید و بنده افتخاری بر گردن از مو باریک تر از شما گذاردم و لطفا دسته دیزی ما نگشته و همان نفری نیک بیمانید.

به موضوع اصلی بازگردیم ، شاخ : ریشه و اصل این کلمه به کوچکیمان باز میگردد که برسر کچلتان شاخی با دو انگشت مبارک خود میگذاردیم ، وعکس های بی حالتان رو به چهره خیش خوشایند و بدیع مینمودم . به نظر بنده همایونی این عریضه همانند نارسیسیم میباشد ؛ به بنده نگوید این کلمه را از کجای خود در اوردی خاک بر سر طاستا برود که نمیدانید چیست ؟ حال که به نفهمی خود پی بردید ، ما هوش خود را به رخ شما کشیم و برای شما روشن سازی کنیم که این لغت چیست : همان خود بینی میباشد و نام فردی در دوران یونان بود . نارسیس یا همان نرگس در یونان چهره ای همانند ما داشت (زیبا) هنگامی که خود را در اب دید از عشق خود دست کشید و عاشق زیبایی خود گشت . حدود ۷ درصد مردان و ۴ درصد خانم ها دچار این مرضند . خودشیفتگی یا خودفریفته، خودمفتون ، خودمحوری یعنی چنان محو خود باشی تا توانایی همدلی و درک احساسات ما را پیدا نکنی. تعریف ساده برای مغز اکبند شده شما فرد خودشیفته، آنچنان غرق در عشق خود است که نمی تواند عاشق کسی دگر شود. سخن گفتن با این افراد بسی سخت و غیر قابل تحمل میباشد . آنها دنیا و مسائل را فقط از دیده خود نگاه کرده و نمی توانند مسائل را از دیده ما بنگرند .

این نوع منهوکی در دهه گذسته جزیل و نوعی آیین تعیش گشته است که همانند ابلیسی به خوره ادمی افتاده است
که خود را سرور و زیرک و برومند میبیند و بکلی حضور همه را ناچیز و خورد میشمرد و خود را همه چی دان میدانند ، اینها ذهن مادری را دارند که انگار فرزندشان از دماغ فیل افتاده و فییس سلیل خود را در هر مکان به رخ ما میکشند.

این افردا با بیان کردن عبارت های همچون : این قانون زندگی منه ، بودی نوش نبودی فراموش . ما را به یاد مجرای مستراح میندازند. جمله دیگر این بود : هر چقدم به خودت برسی باز به من نمیرسی . بنده دیگر نمیگویم بعد از تماشای این عبارت یاد چه افتادم ، این عبارت را که دیگر نگویید : من سه نفرم ، خودم ، غرورم ، اونروی سگم

تنها درمان این منهوک منون گشتن است و بس و ره هموار تر برای جستن نی و نخواهد بود . به امید بهتر شدن دنیا

امیدوارم دچار اندوه و غم بعد از خواندن این مطلب نسبت به بنده کوچک نشده باشید

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید